تبليغاتX
با دلی آرام و قلبی مطمئن...

Image and video hosting by TinyPic

به نام خدا
سلام.
سلامی به اندازه ی ۲۶7 روز دوری!
1۶۰ روز پیش دوستان آپ کردند و الآن دوباره دارم آپ می کنم.
هرچند قرار بود تا وب را تعطیل کنم.
تابستان اولین سالگرد وبلاگ بود.
نه، اشتباه برداشت نشه لطفا، نه،اشتباه برداشت نشه لطفا، قصد عقب افتادن از عصر ارتباطات نیست، قصد گسترش فعالیت است.

به زودی در این مکان سایت نهاد دانشگاه شهید رجایی را اطلاع می دیم تا اونایی که می خوان با بنده تماس بگیرند مراجعه نمایند.آغاز سال جدید تحصیلی رو خدمت همه دوستان تبریک می گم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط ما  | 

به نام خدا
سلام.
سلامی به اندازه ی 107 روز دوری!
107 روز پیش آپ کردیم و الآن دوباره داریم آپ می کنیم.
هرچند قرار بود تا سال صبر کنیم.
سالگرد وبلاگ رو عرض می کنم.تابستان اولین سالگرد وبلاگ بود.
نه، اشتباه برداشت نشه لطفا، هنوز به اولین سال نرسیدیم.
بود از اون لحاظ.
چون قرار نیست به اولین سال برسه.
نه،اشتباه برداشت نشه لطفا، قصد عقب افتادن از عصر ارتباطات نیست، قصد گسترش فعالیت است.

به زودی در این مکان سایت دانشکده ی علوم اجتماعی علامه طباطبایی افتتاح خواهد شد.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط ما  | 

یا حق

اول محرم بود.از بالا دستور آمد: "محرم آمده،وبلاگ رو آپ کنید."

از ابتدای افتتاح وبلاگ شعله ای به جانم افتاده بود که محرم را چه کنیم.چه نقشه هایی که در سر نداشتیم.

 

حکایت ما حکایت آدمی است که در دور نشسته و دم از زیارت آقا می زند ولی همین که پایش به مزار آن بزرگ می رسد،دهانش قفل می شود.گویی چشمهایش با اشک بیگانه شده است. تنها می ایستد و نگاه می کند.

به قول امروزی ها "جو می گیردش"

نه آهی،نه صدایی،نه نوایی،هیچ.

 

با خود گفتم روز اول محرم می نویسم:

شهادت امام حسین(ع) را باید از آغاز دید.از همان ابتدا که وقتی ایشان را به نزد پیامبر بردند تا در گوش مبارکشان اذان بگوید،پیامبر گریه کردند و گلوی ایشان را بوسیدند...

می خواستم روز دوم بنویسم : ما از امام حسین(ع) فقط ظهر عاشورا را می دانیم وبس...

روز سوم قصد کردم بنویسم...چه بنویسم،بنویسم: عاشورا چه مصیبت بزرگی،بنویسم: عاشورا،حقیقت همیشه زنده تاریخ،بنویسم:... .

دیروز به خیال خود فکر بکری کردم.نیت کردم مقتل ،گوشه ای از مقتل را بیاورم.اما کدام گوشه اش را؟

خواب ام الفضل و تعبیرش را بگویم یا مهاجرت حسین(ع) از مدینه را،از مسلم و هانی و شهادت آنان بگویم یا شهادت قیس بن مسهر را،از بی تابی های زینب بگویم یا از... .آخر قرار شد ورود حسین(ع) به کربلا و نحوه شهادت ایشان را بگویم،پس با ورود اسیران به کوفه چه کنم.

 

مقتل را نگاهی می اندازی 315 صفحه را می بینی،چگونه می شود یکی را بگویی و دیگری را نه،از یک درد دم بزنی و درد دیگر را نادیده بگیری.اصلا همینطور که ورق می زنی انگارمصیبت بزرگتر می شود.ای کاش ورق بعدی را نخوانی،ای کاش می شد فقط مقدمه اش را بخوانی.

 

 

تاسوعا؛ باز سودای تو بر دلمان افتاده است.تو بزرگی، تو مهربانی، تو شجاعی، ای ماه بنی هاشم؛ نگاه کن!چه عاشقانه برایت نذر می کنند.فردا روز توست...روز تاسوعا.

 

         "هرچند تیر،مشک و دلم را دریده است           ای آب!همتی کن و تا خیمه ها مریز"

 

و  عاشورا؛

و  عاشورا؛

و  عاشورا؛

 

از حرف زدن و نفهمیدن و دوباره حرف زدن و نفهمیدن و باز حرف زدن و نفهمیدن خسته ام.این بار سکوت را جایگزین می کنم.شاید این آشکارترین واقعیت زندگی را فهم کنم.اینکه عاشورا یک حادثه نیست،یک فرهنگ است.

 

 

سخنی از رهبر معظم انقلاب:

 

" اين لحظه‏هاى حوادث بزرگ تاريخى، در واقع عوامل پيشرفت تاريخ ملتها هستند. عاشورا يك نيمه‏روز بيشتر نبود؛ تاريخ را تكان داد و متحول كرد. يك حادثه، گاهى به قدرى عميق و حكيمانه و بجا در طول زندگى يك ملت اتفاق مى‏افتد كه تأثيرات آن براى سالهاى متمادى، گاهى براى قرنهاى متوالى باقى مي ماند.

 

عاشورا را شيعه، با همه‏ى وجود نگه داشتند. شما ببينيد در طول سالهاى متمادى، قرنهاى متمادى، ياد امام حسين، نام امام حسين، تربت امام حسين، عزاى امام حسين هرگز از بين مردم پيرو اهل‏بيت و مؤمنِ به اهل‏بيت خارج نشد؛ اين را رها نكردند؛ هرچند خيلى تلاش شد. حالا شما قضيه‏ى متوكل و بستن راه را شنيده‏ايد. اينها آن كارهاى چاروادارى، مخالفتهاى چاروادارى بوده است. مخالفتهاى بسيار زيادى در طول زمان به شكلهاى ظاهراً علمى، به شكل احساساتى، به شكل تجربه‏اى انجام دادند، ولى شيعه نگه داشته است و بايد نگه دارد.

ميگويند چرا ماتم و گريه و اشك را در بين مردم رواج ميدهيد؟ اين ماتم و اشك براى ماتم و اشك نيست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر اين عزاداريها، بر سر و سينه زدنها، اشك ريختنها وجود دارد، عزيزترين چيزهائى است كه در گنجينه‏ى بشريت ممكن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اينها را ميخواهند نگه دارند كه حسين‏بن‏على مظهر اين ارزشها بود. يادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست.

و ملت اسلام اگر نام حسين را و ياد حسين را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براى خود، از همه‏ى موانع و مشكلات عبور خواهد كرد. لذاست كه ما در انقلاب اسلامى، در نظام جمهورى اسلامى از صدر تا ذيل، همه - مردم، مسئولين، بزرگان، شخص امام بزرگوار ما - بر روى مسئله‏ى امام حسين و مسئله‏ى عاشورا و همين عزاداريهاى مردمى، تكيه كردند و جا دارد. اين عزاداريها جنبه‏ى نمادين دارد، جنبه‏ى حقيقى هم دارد؛ دلها را نزديك ميكند، معارف را روشن مي كند."

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط ما  | 

به نام خدا
نهاد رهبری دانشکده اقدام به برگزاری سلسله نشست هایی با عنوان فردایی دیگر کرده است.

موضوع این نشست ها؛
- آخرالزمان و سرانجام بشر نزد مسیحیان صهیونیست
- رویکرد مسیحیان صهیونیست به اسلام و مهدویت
- عوامل موثر بر رویکرد غرب به آخر الزمان
- مهدویت ود غرب


اولین نشست، دوشنبه دوم دی با حضور دکتر شفیعی سروستانی ،مدیرمسئول ماهنامه موعود، برگزار شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط ما  | 

کوه، بله درست می بینید،کوه.

نهاد دانشکده به همت حاجآقا اکبری و چند دانشجوی فعال و طبیعت دوست، پنجشنبه ها به کوه
می رند.

این هفته کوه محلاتی،هفته ی آینده پارک جمشیدیه، هفته های بعدترش هم ...، خودتون بیایید و ببینید کدام کوه می رند.





+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط ما  | 

به نام آرام دل ها

همایش حجاب از منظر غرب و جهان امروز با حضور آقای دکتر رامین و خانم دکتر احمدنیا در سالن مطهری دانشکده علوم اجتماعی علامه برگزار می شود.

زمان:شنبه ( ۱۷/۹/۱۳۸۶)، ساعت ۱۵/۱۲

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط ما  | 

سلام

 

به مناسبت روز دانشجو دوباره برگشتیم که بگیم ما هستیم !!!

 

تا حالا فکر کردین دانشجو یعنی چی؟به کی می گن دانشجو؟

 

ما خیلی فکر کردیم و بالاخره به یه نتایجی رسیدیم.اما نتایج رضایت بخش نبود .

 

دیدیم که چگونه باید می بودیم ونیستیم.هدفمون از اومدن به دانشگاه چی بود؟

 

چه تصوری از دانشگاه و دانشجو بودن داشتیم؟

 

به خاطرات قدیممان باز می گردیم .روزهایی که آمدیم ودر مسیر فکر می کردیم همه

 

به ما به چشم دانشجو  نگاه می کنند چون کلاسور دستمان بود.از همان روزهای

 

اول رفتیم دنبال کتابهای گیدنز و هیلگارد ومک لوهان حتی به وبر هم رحم نکردیم به

 

خیال اینکه ما دانشجوییم وکارمان فقط یادگیری تئوریهای نظریه پردازان غربی است !

 

وفراموش کردیم که در سرزمینمان کم اندیشمند نداشتیم.کار ما فقط این بود که سر

 

کلاسها ام پی تری کار بذاریم!!!چون حتی کلاسش از نت برداری هم خیلی بالاتر بود!

 

ای بابا یادمون نبود اینجا وبلاگ نهاده ...ببخشید دوباره از اول!

 

صفحات تقویم را ورق می زنیم ،به آذر که می رسیم دنبال یک روز می گردیم .

 

روزی که هم ناممان باشد! نامی که برای رسیدن به آن خیلی درس

 

خواندیم،دیوار کنکور را شکستیم وبالاخره به دانشگاه راه یافتیم .

 

دانشگاهی که قرار بود وشاید قرار هست که خودمان را بشناسیم وهویت

 

دینی وملی مان را در آنجا جستجو کنیم...

 

و به دنبال این جستجو بود که به دانشگاه پا گذاشتیم و دانشجو شدیم!

 

دانشجو شدیم تا دانش ومعرفت جوئیم!!!دانشجو شدیم تا به کجراهه نرویم!

 

دانشجو شدیم تا آینده ساز مملکت باشیم!!!

 

بیایید صادقانه و در تنهایی با خودمان خلوت کنیم که آیا ما این چنین هستیم؟

 

ما دانشجویان امروز باید در صحنه باشیم ،باید حرف بزنیم،باید خواسته ها و

 

مطالباتمان را بگوییم،اما چگونه بودن وچگونه گفتن مهم است!وما چگونه گفتن

 

 را در کلام رهبرمان این چنین یافتیم:

 

"شما دانشجويان نقش خودتان را فراموش نكنيد. آگاهى سياسى كسب كنيد و

 

نسبت به آنچه كه مى‏گذرد، هوشيار باشيد و انگيزه و تپش جوانانه‏ى انقلابىِ

 

 متناسب با قشر شما، در خدمت هدفهاى نظام قرار گيرد.

 

عده‏يى از افراد ساده‏انديش خيال مى‏كنند كه اگر دانشجو بخواهد حضور انقلابى

 

داشته باشد، راهش اين است كه بر سر مسؤولان خود داد بكشد؛ خير، اين‏كه

 

انقلابيگرى نيست. آن‏جايى كه مى‏بينيد دانشجو بر سر مسؤولان امر داد مى‏كشد،

 

مسؤولان با دانشجويان هم‏جهت نيستند؛ آنها مزدور امريكا هستند و اين جوانان

 

نمى‏توانند طاقت بياورند و بالاخره فرياد اعتراض مى‏كشند؛ كمااين‏كه در رژيم گذشته

 

همين‏گونه بود و دانشجو و طلبه و مردم و وجدانهاى بيدار و انسانهاى شجاع و

 

 روحهاى سالم، بر سر مسؤولان امر داد مى‏كشيدند.

 

مبادا عده‏يى به صورت فريب‏انگيز و با ترفندهاى گوناگون بيايند و به چند جوان ساده

 

تفهيم كنند كه دانشجو بايستى فرياد بكشد! بله، فرياد بايد كشيده شود؛ ولى بر سر

 

 امريكا و قدرتهايى كه مزاحم مسؤولان و اداره‏كنندگان نظام هستند. در هر

 

دانشگاهى كه تحصيل مى‏كنيد، حضور دانشجويى خود را به صورت قوى و با خط

 

درست حفظ کنید."

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط ما  | 

 

رهبرانقلاب در جبه

 

امروز دانشگاه بیش از همیشه به بسیج دانشجویی و بسیج دانشجویان

 

 در صراط مستقیم انقلاب نیازمند است.

 

  (مقام معظم رهبری)

 

 

بسیج نه یک واژه بلکه یک مکتب است.مکتب عشق...

 

تفکر بسیجی تفکری متعالی است برای رسیدن به مقصدی پاک...

 

درروزگاری نه چندان دور،آن هنگام که این آب و خاک در برابرهجمه ی

 

 دشمنان بود،مردمانی از جنس غیرت و مردانگی نه با رنگ و لباس خاص

 

 که به حکم وجدان بیدار،با اندیشه ای  برگرفته از کلام سبزپیرجماران،از

 

 میهن اسلامی دفاع کردند و این همان اندیشه ی بسیجی است بی مرز و

 

محدوده بی ادعا و بی ریا.

 

این هم یک یادگاری از ما برای همه بسیجیانی که فریاد حق طلبیشان رنگ

 

 ونژاد و زبان نمی شناسد.

 

{بسیجی هم استحاله میشود اما بسیجی آبی است که وقتی

 

استحاله شد،به بخار تبدیل شده ونا خالصیهایش را از خود جدا 

 

می کند،بسیجی شیشه ای است که وقتی شکسته شود

 

 برنده تر می شود...}*

 

هفته ی بسیج گرامی باد.

 

*برگرفته از کتاب اشک نسل سوم برای تخریبچی دوران،نوشته ابوالفضل درخشنده

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آذر1386ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط ما  |